محمد سعيد جانب اللهى
153
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
دمكردهء سكنجبين و رب به او داد ( همايونى ، 1371 : 473 ؛ نيز - حشرهدرمانى ) . اسهال در خراسان : 1 . هستهء انار را مىكوبند و شيرهء آن را در آش مىريزند ، مقدارى مغز بادام پوست كرده و كوفته نيز به جاى روغن در آش مىريزند و به بچه مىدهند . 2 . قدرى كنوچه « 1 » تفت مىدهند و با نبات در هاون مىكوبند و به بچه مىدهند . 3 . ريحان را با كشك مىسابند و به بچه مىدهند ، يك تكهء آن را هم برشته مىكنند و به دست بچه مىدهند كه بمكد ( شكورزاده : 233 ) . در دليجان مغز كوبيدهء هستهء آلبالو يا مغز بادام را سابيده با گل بنفشه دم مىكنند و به بچه مىدهند ( نوبان و ديگران : 234 ) . عشاير اسهال خونى را با آبدوغ معالجه مىكنند ( پولاك : 480 ) . در سروستان اگر بچه دلپيچه گرفت و دچار اسهال شد ، بايد تا يكى دو روز خاكشير را در آب سرد ريخته به او داد و خوراكش هم فقط ماست باشد ، اگر خوب نشد تخم هما « 2 » چاى سبز ، پوست پسته و عود خام را مخلوط و دمكرده تا سه روز پشت سر هم به او بدهند ، البته ميزان آن به نسبت سن بچه و براى هر سال يك قاشق باشد اگر درمان نشد ، بارهنگ را دم كنند ، بعد دانهء آن را بيرون آورده در روغن بادام و روغن محلى بريزند و به خورد بچه بدهند ( همايونى ، 1371 : 476 ) . در راور دلپيچهء كودك را با زيرهء سياه و دمكرده شويد درمان مىكنند ( كرباسى راورى : 156 - 157 ) . در علىآباد كتول زنان تركمن دست روى ناف بچه مىزنند ، اگر شل بود تكه نانى را روى پارچه ريخته و به شكم بچه مىبندند ( نظرى داشلى برون و ديگران : 270 ) . اسهال ، استفراغ در ميبد علت حرص خوردن ، شير جوش به بچه دادن ، بد خوراكى كردن ، خوردن توت ، خيار بالنگ ، بادنجان ، شيرناخش « 3 » ، شير گرم ( پاى اجاق يا در آفتاب رفتن مادر ) ، چش خوردن مىدانند و براى درمان جوشاندهء ريشه پودونه و گل ختمى به بچه مىدهند . بچه در اين حال نبايد شير مادر بخورد و براى رفع عطش او بايد از عرقيات استفاده كرد ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) .
--> ( 1 ) . kenowc ? a تخم گياهى به همين نام به رنگ خاكى داراى طعمى تلخ و از ارزن كمى درشتتر است . ( 2 ) . homm ( 3 ) . n xas ? معمولا منظور شير زنى است كه اشيره ( as ? ira ) كرده يعنى بچهء شير به شير زاييده است .